الشيخ محمد علي الگرامي القمي
72
مذهب (فارسى)
مىگويند اگر خدائى هست چرا ديده نمىشود ؟ مگر نه كه وجود ، مساوى ماده و محسوس مىباشد ؟ ولى اين هم يك اشتباه قوهء واهمه است كه چون با جزئيات سر و كار دارد اصل وجود را مساوى با محسوسات مىگيرد و تصور مىكند هر موجودى بايد محسوس باشد . آيا هر موجودى مادى است وقتى انسان دقيق مىشود مىفهمد كه با قوهء عاقله خويش كلياتى درك مىكند كه محسوس نيستند ، از آثار چيزهائى جزئى هم به وجود آنها پى مىبرد با اينكه آنها را نمىبيند مثلًا نيروى جاذبه هست ولى آن را نمىبينيم و تنها از آثارش به وجود آن پى مىبريم . جسمى كه به زمين پرتاب مىشود هر چه بيشتر به زمين نزديك مىشود سرعت حركتش بيشتر مىشود و اين به جهت نيروى جاذبه زمين است كه از زمان نيوتن تاكنون در علم ، مطلب مسلمى شده است . نيروى مغناطيس كه آهن را جلب مىكند نمىبينيم ولى اثرش را حس مىكنيم ، نيروى الكتريسته را نمىبينيم ولى از اثرش چون روشن شدن لامپ يا برق زدگى به وجودش پى مىبريم ، اشعهء نامرئى مادون قرمز و ماوراء بنفش را نمىبينيم و فقط 7 رنگ ( قرمز ، نارنجى ، زرد ، سبز ، آبى ، نيلى و بنفش ) ديدنى است . ولى « هرشل » دانشمند فيزيك ابتداى قرن 19 به وسيله گرماسنج كه پس از عبور از مرز قرمز ، حرارتى بيش از پيش يافت